الشيخ المنتظري

269

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« يُنْفِذُهُمْ » كه در نهج البلاغه عبده ذكر شده ظاهراً غلط است و « يَنْفُذُهُمْ » صحيح است . شرح فيض الاسلام و ابن ابى الحديد هم « يَنْفُذُهُم » اعراب داده اند . اينها اوصاف روز قيامت است . « ينفذهم البصر » يعنى اين طور نيست كه روز قيامت اين افرادى كه محشور مىشوند از چشم خدا و يا از چشم ملائكه اى كه موكّل هستند در بروند ، همه پيش چشم اند و ديده مىشوند . « و يسمعهم الدّاعى » و آن ملكى كه مردم را در آن روز مىخواند صدايش به همه آنها مىرسد . « عليهم لبوس الاستكانة » ، « لبوس » از مادّه « لبس » به معناى پوشش است ; اينجا يك تشبيه است و حضرت امير ( عليه السلام ) حالت رام بودن مردم در روز قيامت را كه آنان را دربرگرفته به لباس تشبيه فرموده و مىفرمايد : در قيامت لباس و پوشش استكانت بر مردم احاطه كرده است . « استكانة » به معناى فروتنى است ، مردم در عالم قيامت ذليل هستند ، نمىتوانند داد و فرياد كنند كه چرا ما را به اينجا آورده ايد ، چرا ما را رها نمىكنيد ، و از اين قبيل اعتراضات . « عليهم لبوس الاستكانة » يعنى آن روز همه آرام و فروتن هستند و هيچ داد و فريادى وجود ندارد . « و ضرع الاستسلام و الذّلّة » عطف به جمله قبل است يعنى « و عليهم ضرع الاستسلام و الذّلّة » . « ضَرَع » به معناى ضعف و كوچكى است ، « استسلام » به معناى تسليم شدن است ، « ذلّة » هم به معناى ذليل بودن است . وقتى انسان تسليم شود در برابر طرف احساس ضعف و ذلّت مىكند . مقصود حضرت اين است كه مردم در آن روز بر اثر تسليم شدن در برابر امر حق احساس ضعف و ذلّت مىكنند . « قد ضلّت الحيل » در آن روز حيله ها و نيرنگها گمراه شده ; مقصود اين است كه در آن روز حيله ها كاربردى ندارد ، در اين دنيا مىشود با حيله و نيرنگ به جايى رسيد و يا از زير مجازات فرار كرد ، پس كاربرد نيرنگ در اين دنيا زياد است ، ولى در آخرت سودى ندارد . « و انقطع الامل » و آرزوها هم منقطع است ، اين آرزوهايى كه در دنيا وجود دارد و آن همه دور و دراز است ، در آخرت چنين نيست .